خانه » موزیک‌ها » موزیک‌های پارسی » حبیب » مرگ قو با صدای زیبای حبیب

مرگ قو با صدای زیبای حبیب

مرگ قو نام غزلی زیبا از شاعر معاصر و کمتر شناخته شده کشورمان آقای دکتر مهدی حمیدی شیرازی و همچنین نام آهنگی زیبا از حبیب خواننده محبوب و مهجور کشورمان می‌باشد. دکتر حمیدی ادیب، شاعر و منتقد که در جبهه مخالف شعر نیمایی فعالیت می‌کرد متولد سال ۱۲۹۳ در شیراز است. در ادامه شعری از ایشان که توسط حبیب خوانده شده است را برای همراهان عزیزمان مهیا کرده‌ایم ولی قبل از این شعر زیبا و آهنگ دوچندان زیبا، خاطره‌ای از آقای عباس کیارستمی را در مورد دکتر حمیدی نقل و قول می‌کنیم:

تصویر شعر مرگ قو

خاطره عباس کیارستمی با دکتر حمیدی:

عباس کیارستمی در جوانی دیوان مهدی حمیدی شیرازی را حفظ می‌کند. و سال‌ها بعد به صورت کاملاً اتفاقی او را در لندن در بستر بیماری می‌بیند. اون این داستان را اینگونه روایت می‌کند. سال‌ها بعد که خیلی عصبانی بودم. مثل کسانی که بعد از مدتی از اینکه خالکوبی کرده‌اند پشیمان می‌شوند. از اینکه یک دیوان شعر «هارد» مغزم را پر کرده و هیچ جایی به دردم نمی‌خورد خیلی عصبی بودم. در سفری به لندن در خانه دوستم مرتضی کاخی بودم. مرتضی به من گفت: دوستی از ایران آمده و برای دیدارش به سفارت می‌روم. گفتم: چه کسی آمده؟ گفت: نمی‌شناسی. یک شاعر است به نام دکتر حمیدی‌شیرازی. گفتم من نمی‌شناسم؟! (خنده) همان‌ جا به این آدم چند ناسزا گفتم و مرتضی گفت بیا ۱۰دقیقه پایین منتظر باش تا من برگردم. در نهایت و به ناچار همراه مرتضی به دیدار دکتر حمیدی رفتم و دیدم موجودی نحیف روی تخت افتاده و حال خوبی ندارد. مرتضی بالای سر او رفت و گفت آقای دکتر حمیدی، آقای کیارستمی از شیفتگان شعر شما و از علاقه‌مندان‌تان هستند. همه دیوانتان را هم حفظ‌اند (خنده) مایل هستید یکی از شعرهای شما را بخوانند؟ او هم با سر تأیید کرد. من هم شعری را خواندم که تا دیدمش یک‌باره به ذهنم آمد. شعری عجیب که بیان حال ایشان بود: خسته من، رنجور من، بیمار من بی‌بال و پر من/ تا سحر بیدار من همدرد مرغان سحر من/… وای بر من وای بر من. همان‌طور که این شعر را می‌خواندم، دیدم از گوشه چشم‌هایش اشک سرازیر است. مرتضی را هم که نگاه کردم، دیدم به شیوه ناصر ملک‌مطیعی در فیلم «قیصر» رو به دیوار کرده و شانه‌هایش تکان می‌خورد! خودم هم بغض کرده بودم و شعر هم طولانی بود: گفتمت دیگر نبینم باز دیدم باز دیدم/ در دو چشم دلفریبت عشق دیدم ناز دیدم/ قامت طناز دیدم گونه غماز دیدم/ برگ گل دیدم میان برگ گل شیراز دیدم. به‌کلمه شیراز که رسید، دکتر حمیدی اشکش بیشتر سرازیر شد و دیدم خیلی هم حفظ‌بودن این دیوان بیهوده نبوده. لازم بوده من آن اشعار را حفظ کرده باشم و در چنین روزی برایش بخوانم.

منبع: ویکی‌پدیا فارسی

تصویر مرگ قو

متن غزل مرگ قو از دکتر مهدی حمیدی:

ﺷـﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﻗــﻮﯼ ﺯﯾﺒــﺎ ﺑﻤﯿﺮﺩ                    ﻓــﺮﯾﺒﻨـــــﺪﻩ ﺯﺍﺩ ﻭ ﻓﺮﯾﺒـــــﺎ ﺑﻤﯿﺮﺩ
ﺷــﺐ ﻣﺮﮒ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺸﯿﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﻮﺟﯽ                    ﺭﻭﺩ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺗﻨﻬــﺎ ﺑﻤﯿﺮﺩ


ﺩﺭ ﺁﻥ ﮔﻮﺷﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﻏﺰﻝ ﺧﻮﺍﻧَﺪ ﺁﻥ ﺷﺐ                    ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻏزل‌ها ﺑﻤﯿﺮﺩ
ﮔـــﺮﻭﻫﯽ ﺑﺮ ﺁﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾــــﻦ ﻣﺮﻍ ﺷــــﯿﺪﺍ                    کجا ﻋﺎﺷﻘﯽ ﮐﺮﺩ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﻤﯿــﺮﺩ


ﺷـــــــﺐ ﻣﺮﮒ ﺍﺯ ﺑﯿﻢ ﺁﻧﺠﺎ ﺷﺘﺎﺑﺪ                    ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻏﺎﻓﻞ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﺑﻤﯿﺮﺩ
ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﮔﯿﺮﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﺮﺩﻡ                    ﻧﺪﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻗﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﺻﺤـﺮﺍ ﺑﻤﯿﺮﺩ

ــــــﻮ ﺭﻭﺯﯼ ﺯ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﺭﯾـــﺎ ﺑﺮﺁﻣﺪ                    ﺷﺒــــﯽ ﻫﻢ ﺩﺭﺁﻏﻮﺵ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻤﯿﺮﺩ
ﺗﻮ ﺩﺭﯾــﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﯼ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﺎﺯ ﮐﻦ                    ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮاهداین قوی زیبا بمیرد

 

دانلود اهنگ مرگ قو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *